571
-
تاریخ: 1402/12/11 ساعت: 5:55
[unable to retrieve full-text content]گفتم: «تا وقتی که بتوانیم خیال کنیم، زندهایم»؛ گفت: «اصلا برای این زندهایم که بتوانیم خیال کنیم.»
570
-
تاریخ: 1402/11/9 ساعت: 5:07
از گیجی قبل اتاق عمل، از دستپاچگی بعدش، از جملهٔ آخر آقای دکتر که گفت از یک تا ده بشمار و به چیزی که خیلی دوست داری فکر کن، از خون، از آنهمه خون که اطراف صورتم پخش شده بود و نمیدانستم مال شروع شدن همهچیز است یا تمام شدن همهچیز، از مرگ که بیشتر از همیشه نزدیک شده بود، از ترس، از وهم، از جنون؛ تنها خی...
569
-
تاریخ: 1402/10/19 ساعت: 3:54
[unable to retrieve full-text content]تکههایی از من برایت پر میکشند که قبلترها حتی نمیدانستم وجود دارند.
568
-
تاریخ: 1402/10/12 ساعت: 18:17
[unable to retrieve full-text content]از آدمها بت نسازید و اگر ساختید، از همان فاصلهٔ دور بپرستیدش.
567
-
تاریخ: 1402/9/26 ساعت: 12:13
[unable to retrieve full-text content]یک امید دور و خیلی بزرگ دلم میخواهد که تا قبل از رسیدنش همهچیز تمام شده باشد.
566
-
تاریخ: 1402/9/16 ساعت: 0:00
[unable to retrieve full-text content]گاهی مجبور میشدم پوست تنم را تکهتکه دربیاورم و زخمش را ببندم؛ بوسیدن بالهای زخمیاش را دوست داشتم.
563
-
تاریخ: 1402/9/5 ساعت: 19:10
[unable to retrieve full-text content]«کدام وطن؟» همانکه در محاصرهٔ کفتارهاست.
564
-
تاریخ: 1402/9/5 ساعت: 19:10
[unable to retrieve full-text content]هربار پیش خودت فکر میکنی «چطور ممکن است کسی تا این اندازه نمکنشناس و نانجیب باشد؟» و مدت کمی بعدش، یکی نانجیبترش را ملاقات میکنی.
565
-
تاریخ: 1402/9/5 ساعت: 19:10
گفتم: «حالش خیلی بهتره ولی حتی موقعی که غرق خوابه، انگشتاش تکون میخورن. انگار دارن پیانو میزنن.» دکتر گفت: «شاید انگشتاش از خودش حافظهٔ قویتری دارن؛ بیقرار یه چیزی یا یه کسیان و از دلتنگیه که خوابشون نمیبره.» بعد چشمک زد و رفت. Adblock test (Why?)
562
-
تاریخ: 1402/8/24 ساعت: 12:59
از سفری که رویایم بود بروم و اگر میرفتم، لابد حالم بهتر میشد جا ماندم؛ چون پولش را نداشتم. بعد برای انتقام، از صفحهٔ تکتک تورهایی که عضوشان بودم بیرون آمدم و خبرنامههایشان را بستم. Adblock test (Why?)
561
-
تاریخ: 1402/8/15 ساعت: 18:55
کاش فالگیری، جادوگری چیزی باشد که خطهای عمیق کف دستم را خوب تعبیر کند، که دلم را آنقدر گرم کند تا فریبش را بخورم و از ذوق داروندارم را به پایش بریزم. Adblock test (Why?)
558
-
تاریخ: 1402/8/4 ساعت: 1:35
[unable to retrieve full-text content]کاش دروغ نمیگفت یا کمتر میگفت یا لااقل وقتی میگفت، سرش را طوری میچرخاند که لبهاش در نزدیکترین فاصله از صورتم نباشد.
559
-
تاریخ: 1402/8/4 ساعت: 1:35
اولی گفت «خل شدید؟ مگه میشه خودشون بیمارستان خودشونو بزنن؟» دومی نیشخند زد و ادامه داد «چرا نشه؟ مثل ما که خودمون هواپیمامونو زدیم» و سیگار بعدیاش را روشن کرد. Adblock test (Why?)
560
-
تاریخ: 1402/8/4 ساعت: 1:35
[unable to retrieve full-text content]آدمها میگفتند «شاید قرار است خدا بهترش را نصیبت کند.» ولی من هیچوقت بهترش را نمیخواستم. «همان» را میخواستم. همان «بد» خودم را.
557
-
تاریخ: 1402/6/19 ساعت: 1:31
[unable to retrieve full-text content]«اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِم» چاپ قدیمی کتاب بود. توی نسخهٔ جدید التماس کردهایم ترتیب را ول کند و به حساب خونخوارترینشان برسد.
554
-
تاریخ: 1402/6/8 ساعت: 19:10
[unable to retrieve full-text content]برگههای جزء بیستوسه از هم جدا شده بودند. «صافات» را از آخر به اول خواندم و به نظرم آمد باید همین الآن یک بند به وصیتنامهام اضافه کنم.
555
-
تاریخ: 1402/6/8 ساعت: 19:10
[unable to retrieve full-text content]طوری گفت «خدای من بزرگه» و صورتش را به طرف آسمان چرخاند، که دلم خواست به روزهایی که خیال بزرگیاش توی قلب من هم بود، برگردم.
556
-
تاریخ: 1402/6/8 ساعت: 19:10
[unable to retrieve full-text content]با فکر مرگ چشمم را میبندم و خواب تشییع جنازهام را میبینم و بیدار که میشوم، از گریههای شب قبل بالشم خیس است.
552
-
تاریخ: 1402/5/16 ساعت: 23:34
[unable to retrieve full-text content]توی سیاهچالی افتادهام که به نظرم میآید تمام گودالهای قبل قسمتهایی از بهشت بودند و قدرشان را نمیدانستم.
549
-
تاریخ: 1402/5/1 ساعت: 16:36
توی قفسهٔ دستمال کاغذی و مایع ظرفشویی، با خط قشنگی نوشته بود: «ما را کرامت تو گنهکار کرده است» با ذوق پرسیدم: «خط خودتونه؟» با اکراه جواب داد: «نه دخترجان. دستخط نوهمه؛ یه شب رفت دریا و دیگه برنگشت». Adblock test (Why?)