550
-
تاریخ: 1402/5/1 ساعت: 16:36
[unable to retrieve full-text content]دروغهایش را توی کاغذکادوی طلایی براق میپیچید و آنقدر قشنگ به هم وصلشان میکرد که اصلا حیف بود گولش را نخوری.
551
-
تاریخ: 1402/5/1 ساعت: 16:36
[unable to retrieve full-text content]تکههای بزرگتر با خاکانداز تکههای کوچکتر را از کف اتاق، روی سینک، درز دیوار و در جمع میکنند. قلبم هزار تکه شده است.
543
-
تاریخ: 1402/1/31 ساعت: 14:01
[unable to retrieve full-text content]با زیرپیراهن سفید و کلاه حصیری بلندبلند میخندیدی و آنقدر واقعی کنارم قدم میزدی که تمام صبح بعدش، خوشاخلاق و دلگرم بودم.
542
-
تاریخ: 1402/1/2 ساعت: 12:33
[unable to retrieve full-text content]به باریکهٔ نوری چنگ انداختم که یک روز توی قلبم بود. برای آدمها امید خواستم و رویاهای بزرگ. همان چیزهایی که ندارمشان. دیگر ندارمشان.
541
-
تاریخ: 1401/12/21 ساعت: 15:52
[unable to retrieve full-text content]مثل فرعون که بعد از خواب بدش دستور داد پسرهای بنیاسرائیل را بکشند، شاید تو هم بین کابوسهات زنی را دیده باشی که قرار است کار را تمام کند.
540
-
تاریخ: 1401/12/13 ساعت: 15:53
[unable to retrieve full-text content]آرزوهایم یادم نمیآیند؛ گاهی فکر میکنم چطور ممکن است چیزی یا کسی را با تمام وجودم خواسته باشم؟ اصلا با تمام وجود یعنی چقدر؟
539
-
تاریخ: 1401/11/27 ساعت: 13:21
مثل آن وقتها که خیال میکردم اگر شیشهٔ تلویزیون را بشکنم، آدمک موفرفری توی انیمیشن بغلم میکند، روزی چند بار دلم میخواهد گوشیام را بشکافم و صورتت را سفت بچسبم و به هیچ قیمتی نگذارم از دستم در بروی. Adblock test (Why?)
537
-
تاریخ: 1401/11/11 ساعت: 19:11
به رازهایی فکر میکنم که به تو نگفتهام و دوست ندارم قبل از مرگم بدانیشان؛ به شرمی که در استخوانهایم میپیچد وقتی کنار سنگ قبرم مینشینی و یکییکی مرورشان میکنی. Adblock test (Why?)
538
-
تاریخ: 1401/11/11 ساعت: 19:11
[unable to retrieve full-text content]چند ساعت گریه کردم که موقع خداحافظی گریهام نگیرد. نتیجهاش؟ آنقدر گریهام گرفت که خداحافظی نکردم.
534
-
تاریخ: 1401/10/19 ساعت: 17:15
چند سانتیمتر آنطرفترم مسکّن را میدیدم و حتی زورم نمیرسید برش دارم؛ گاهی به نظرم میآمد یک نفر قرصی را تا نزدیک دهانم میرساند و از همانجا برش میگرداند. Adblock test (Why?)
535
-
تاریخ: 1401/10/19 ساعت: 17:15
[unable to retrieve full-text content]انگار سرم یک طرف افتاده باشد و تنم از مسیر دیگری دنبالش بدود.
536
-
تاریخ: 1401/10/19 ساعت: 17:15
[unable to retrieve full-text content]و بتهایی هستند که موقع شکستنشان زجر بیشتری میکشی؛ که تبرت کند میشود، که دستت یخ میزند و به طنابی که اصلاً نیست، چنگ میاندازی.
530
-
تاریخ: 1401/9/13 ساعت: 18:28
[unable to retrieve full-text content]قیچی عصبانیام را از مخفیگاهش بیرون آوردم و چند دقیقه بعد، زنی بودم که کوتاهترین و خشمگینترین موی جهان را داشت.
531
-
تاریخ: 1401/9/13 ساعت: 18:28
[unable to retrieve full-text content]پس غول مرحلهٔ آخر که موقع اذان به صد اسمش قسم میخوردند، کجاست؟
532
-
تاریخ: 1401/9/13 ساعت: 18:28
[unable to retrieve full-text content]تجارت زیرزمینی «سوراخ موش».
525
-
تاریخ: 1401/7/1 ساعت: 14:51
[unable to retrieve full-text content]استخوان دیگری لای استخوان توی گلویم گیر کرده است.
526
-
تاریخ: 1401/7/1 ساعت: 14:51
[unable to retrieve full-text content]انگار کسی شیشهٔ عطرت را خالی کرده باشد روی فرشها و پردهها و سرامیکها.
527
-
تاریخ: 1401/7/1 ساعت: 14:51
[unable to retrieve full-text content]گفتم: «شاید یک زن تیر آخر را به طرفش شلیک کند». گفت: «باید یک زن شلیک کند».
521
-
تاریخ: 1401/5/2 ساعت: 18:31
[unable to retrieve full-text content]نکند آنقدرها که توی کتابت گفتهای، قوی نباشی. نکند تو را هم به زنجیر کشیده باشند. نکند، نکند مرده باشی.
522
-
تاریخ: 1401/5/2 ساعت: 18:31
[unable to retrieve full-text content]زنی لابهلای تاروپود روسریام ضجه میزند که من نیستم.