616
-
تاریخ: 1405/4/18 ساعت: 7:43
616خوش به حال قسمتی از زمین که تو آنجا بیدار میشوی، پنجرهای که پردهاش را کنار میزنی، آشپزخانهای که چاییات را دم میکنی؛ خوش به حال لبنیاتی سر کوچهات، پلیس آنطرف چهارراه، مشتریهای کافهای که عصرها میروی؛ خوش به حال نیمکتها و درختها و ماشینها.
618
-
تاریخ: 1405/4/18 ساعت: 7:43
کدام امید؟ استخوان را پیش پای سگی پرت کردهای که چند ساعت پیش مرده است.
619
-
تاریخ: 1405/4/18 ساعت: 7:43
619چطور کلمه به کلمهاش را زندگی کردیم و به ذهنمان نرسید از قفسهٔ بالای کتابخانه به روی تاقچه بیاوریمش؟ چطور شبیه کتاب قصه به شاهنامه نگاه میکردیم؟
620
-
تاریخ: 1405/4/18 ساعت: 7:43
620خودم را با یک تلهٔ تازه امتحان کردم و گیر افتادم؛ از آن چیزی که خیال میکردم، آلودهتر بودم. از آن چیزی که به نظر بقیه میرسید، خطرناکتر.
622
-
تاریخ: 1405/4/18 ساعت: 7:43
622بعد از هر صدای کثافتی که از دور یا نزدیک میآمد، هزار تا پیغام میفرستادیم که «خوبی؟» و تا جوابها یکییکی برسند، هزارپاره میشدیم.
625
-
تاریخ: 1405/4/18 ساعت: 7:43
625رفیقم گفت «عشق شبیه یک واکسن، مریضی ضعیفی را به جانت میاندازد تا مرضهای بزرگتر نگیری». بعد، طوری که یعنی خیلی بیخیال و مسلط است، اطراف چشمش را با گوشهٔ آستین پاک کرد و خندید.
613
-
تاریخ: 1404/9/8 ساعت: 1:22
پیش خودت خیال میکنی معنی «بیوجود» را میدانی؛ تا اینکه بعد از مدتی با یک بیوجود واقعی توی آینه آشنا میشوی و تازه میفهمی چقدر در تعریف و تفسیر قبلیات کم گذاشتهای. Adblock test (Why?)
614
-
تاریخ: 1404/9/8 ساعت: 1:22
[unable to retrieve full-text content]با اطمینان گفت «کلمهها گوشت دارن؛ وقتی یه جاییشونو اشتباه بنویسیم، بدنشون درد میگیره یا خون میآد.» فاطمه، نه ساله.
583
-
تاریخ: 1403/5/28 ساعت: 0:05
[unable to retrieve full-text content]برای تو نه؛ برای تصویری که از تو ساخته بودم و میپرستیدمش، دلم تنگ شده است.
582
-
تاریخ: 1403/5/22 ساعت: 16:26
[unable to retrieve full-text content]توی آینه زنی را دیدم که قلبش از جا درآمده بود و حفرهٔ روی سینهاش با سنگریزه پر شده بود.
580
-
تاریخ: 1403/5/1 ساعت: 12:07
[unable to retrieve full-text content]بند اول انگشت اشارهام تیر میکشد.
581
-
تاریخ: 1403/5/1 ساعت: 12:07
[unable to retrieve full-text content]از تو و تسلطی که به موضوع خوابهام داری، میترسم.
-
تاریخ: 1403/4/16 ساعت: 15:56
[unable to retrieve full-text content]بند اول انگشت اشارهام تیر میکشد.
579
-
تاریخ: 1403/3/30 ساعت: 15:02
دفعهٔ آخری که روبهروی گنبد ایستاده بودم و فکر میکردم «یعنی ممکن است واقعی باشی؟» با جزییات یادم هست. چیزی شبیه نور از گوشهٔ قلبم میتابید و تنها دلیلی که دلم میخواست به کسی مطمئن باشم، تو بودی. Adblock test (Why?)
578
-
تاریخ: 1403/3/27 ساعت: 13:37
[unable to retrieve full-text content]اولش از بیشتر چیزهای واقعا خوبی که تا به حال دیده بودم، قشنگتر به نظر میآمد اما قلابی بود.
576
-
تاریخ: 1403/3/14 ساعت: 15:18
[unable to retrieve full-text content]داشتیم چنگال تیز و سیاهش را خاک میکردیم و برای چند دقیقه یادمان رفته بود یکی تیزتر و سیاهترش آن بیرون کمین کرده است.
577
-
تاریخ: 1403/3/14 ساعت: 15:18
[unable to retrieve full-text content]گفت:«گاهی بیطرفی از طرف شیطان را گرفتن، کار بدتری است؛ پرسیدم: «گاهی؟» گفت: «بیشتر وقتها.»
575
-
تاریخ: 1403/2/10 ساعت: 12:48
[unable to retrieve full-text content]چقدر نزدیک؟ لابهلای منافذ پوستم زندگی میکنی.
574
-
تاریخ: 1403/2/2 ساعت: 3:52
[unable to retrieve full-text content]درست لحظهای که به صورتت دست کشیدم، نامریی شدی.
573
-
تاریخ: 1403/1/17 ساعت: 9:10
[unable to retrieve full-text content]به هیچکدام از چیزهایی که سال قبل خواسته بودم، حتی نزدیک هم نشدم؛ اما دوباره خواستمشان. با صدای بلند و قیافهٔ حق به جانب خواستمشان.